محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

162

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فرصت مىدهد ؛ ولى اين پرده‌پوشى و فرصت دادن ما را براى انجام گناهان بيشتر وسوسه مىكند و بىتوجه در آنها غرق مىشويم . فراتر از اين ، عيب‌هاى ديگران را برملا كرده و از اين كار لذت مىبريم و نسبت به عيبهاى بيش‌تر و بزرگترى كه خدا بر ما پوشانده بىتوجهى مىكنيم . ( و أيم اللّه لئن لم يكن عصاه في الكبير و عصاه في الصّغير لجراءته على عيب النّاس أكبر ) به فرض كه كسى گناه كبيره‌اى انجام ندهد و تنها گناهان كوچكى داشته باشد ؛ يعنى خدا را عبادت كند ولى اگر مشتاقانه عيب‌هاى ديگران را برشمرده و بين همگان پخش كند ، همين كار او از بزرگترين گناهان كبيره است . هركس ممكن است دچار كژى شود مگر آن‌كس كه خدا او را نگه دارد . بزرگترين كژى آن است كه آن را در ديگرى و نه در خويش ، ببينى . امام عليه السّلام در اين‌باره مىفرمايد : « بدكاران در پى زشتىهاى مردم هستند و خوبىهاى آنها را رها مىكنند ؛ آن‌گونه كه مگس بر قسمتهاى فاسد لاشه مىنشيند و از قسمتهاى سالم درمىگذرد . » « 1 » از اين‌همه درمىيابيم بهترين مردمان به تناسب سرشتشان از پليدى مىگريزند ، بىآن‌كه در انتظار سود يا زيانى باشند كه آنها را دربرگيرد . ( يا عبد اللّه لا تعجل في عيب أحد بذنبه فلعلّه مغفور له و لا تأمن على نفسك صغير معصية فلعلّك معذّب عليه ) عيب مردم چه ارتباطى به تو دارد ؟ ! آيا حساب آن بر عهده تو است ؟ آيا خدا تو را از نيكبختى يا بدبختى آنها آگاه كرده كه داورى مىكنى و سرسختانه يكى را دوزخى و ديگرى را بهشتى مىدانى ؟ آيا

--> ( 1 ) . « الأشرار يتبعون مساوى الناس و يتركون محاسنهم كما يتبع الذباب المواضع الفاسدة من الجسد و يترك الصحيح » مستدرك سفينة البحار : 7 / 504 .